امروز، مدتی طولانی به مفهوم «اشتباه» فکر کردم؛ به اینکه اشتباه چیست و پذیرفتنِ آن، چقدر میتواند دردناک باشد.
ما در جامعهای زیست میکنیم که اشتباهات بنیادین و سترگش، گسستهای عمیقی در پیکر آن ایجاد کرده است؛ جامعهای که در آن، حقیقتِ ویرانی، بسیار ملموستر از هر نویدی است. با این حال، ما آدمهای معمولی، گویی وظیفه داریم در میانهی این ویرانهها، خوشبین بمانیم. باید به مسیر ادامه دهیم، هدفگذاری کنیم، بخوانیم، بنویسیم و گویی نقصها و بدیهای جهان را نمیبینیم، به زیستن در وضع موجود تن دهیم.
شاید این نوشتهها، تنها تلاشی باشد برای «دلخوشی»؛ تلاشی برای آنکه بتوانیم در مسیر بمانیم، چرا که اگر به عمقِ واقعیت بنگریم، میبینیم اوضاع بسیار وخیمتر از آن است که به زبان آوریم.
هفتهی گذشته، من نیز با چند اشتباه — چه کوچک و چه بزرگ — دست و پنجه نرم کردم. در آن لحظاتِ تنهایی و سکوت، تنها با خواندن و اندیشیدن بود که توانستم خود را تسکین دهم تا ناامیدی، ریشه در دلم نکوبد؛ چرا که میدانم شیطان در خلأِ ناامیدی لانه میکند تا انسان را از درون نابود سازد. در همین حال بود که با جملهای در فضای مجازی روبهرو شدم که دریچهای نو به رویم گشود:
«جیپیاس (GPS) هرگز نمیگوید: اشتباه کردی! فقط میگوید: در حال محاسبهی مجدد مسیر…»
این عبارت، در نگاه من، استعارهای عمیق از زندگی است. گویی به ما میگوید زندگی، برخلاف تصورات متلاطم ما، مجموعهای از «اشتباهات» نیست، بلکه زنجیرهای از «بازنگریها» و «مسیرهای جایگزین» است.
دقت کنید که جیپیاس هرگز با لحنی سرزنشگر نمیپرسد: «چرا مسیر را گم کردی؟». او با خونسردیِ تام، مسیر جدید را محاسبه میکند. در زندگی ما نیز، بسیاری از لحظاتی که آنها را «شکست» یا «خطای نابخشودنی» مینامیم، در واقع نقاطی برای بازنگری هستند. ما عادت کردهایم هرگاه از مسیر اصلی منحرف میشویم، خود را مقصر بدانیم و در غمِ اشتباه غرق شویم؛ اما حقیقت این است که زندگی، شبیه به آن دستگاه کوچک، ما را بابت گمشدن سرزنش نمیکند؛ او تنها منتظر است تا دوباره به راه بیفتیم.
گم شدن در مسیر، به معنای پایانِ سفر نیست، بلکه به معنای کشفِ جادههای جایگزینی است که شاید در نقشهی اولیه ما نبودند، اما ما را به نسخهی اصیلتر و بهتری از خودمان میرسانند. پس هرگاه احساس کردی از مسیر دور شدهای، به جای آنکه خودت را بابت اشتباهات سرزنش کنی، به آرامی در ذهنت زمزمه کن: «در حال محاسبهی مجدد مسیرم…».
این دقیقاً همان نگاهی است که باید به زیستن داشته باشیم. ترس از تصمیم غلط یا گمشدن در مسیر، نباید ما را فلج کند. حقیقت این است که هیچ راهی «غلط» نیست، مگر آنکه در آن متوقف شویم. هر پیچوخمی، هر شکست و هر تغییر مسیر ناخواسته، در واقع یک «محاسبه مجدد» است تا ما را به مقصدی برساند که شاید در ابتدا هرگز ندیده بودیم.
فراموش نکنیم که مسیرهای جایگزین، لزوماً طولانیتر نیستند؛ گاهی زیباترند و ما را به جاهایی میبرند که در نقشهی خشک و بیروحِ اولیهمان، جایی نداشتند.

آخرین نظرات: