خوراک ذهنی
چرا باید دانست؟ و چگونه میشود حرفی برای گفتن داشت؟ شاید پاسخ از یک پرسشِ کهن آغاز شود: به خوب و بدِ جهان باید شک
چرا باید دانست؟ و چگونه میشود حرفی برای گفتن داشت؟ شاید پاسخ از یک پرسشِ کهن آغاز شود: به خوب و بدِ جهان باید شک
اگرچه کنار آمدن با شرایطِ جدید برای هیچکس آسان نیست، بارها از خود میپرسیم: چرا جنگ است؟ چرا اوضاعِ اقتصاد اینقدر تاسفانگیز شده؟ اما چه
اگر تخممرغ از بیرون بشکند، زندگی پایان مییابد؛ اما اگر از درون بشکند، زندگی آغاز میشود.» این گفته جیم کوییک است و یادآور این حقیقت
چند روز پیش، در حال خواندن کتاب کودکانهی «زندگی این است» اثر ایمی دایکمن برای دخترم بودم. کتاب بسیار جالبانگیزی است که با سادگی و
ساعت از ۱۰ شب گذشته و من تازه پای نوشتن برای وبلاگم نشستهام. تمام روز دنبال یک «حرف به درد بخور» میگشتم، اما پیدا نکردم.
ما چقدر در تلهی این تصویرِ صیقلخورده از خودمان حبس شدهایم؟ چقدر از عمرمان را صرفِ این کردهایم که در برابر آینهی دیگران، «خوب» به