شجاعتِ شروع

  1. تا به حال به این اندیشیده‌اید که چرا پیمودنِ فاصله‌ی کوتاه میان «دانستن» و «انجام دادن»، گاه دشوارتر از طی کردن کیلومترها مسیر در دنیای واقعیت است؟

‌

عجیب است؛ ما می‌دانیم که برای بسطِ حرفه، غنای روابط و رسیدن به تندرستی، چه کارهایی بایستد، اما گویی در لحظه‌ی عمل، سدّی نامرئی میان ما و مقصودمان قد می‌کشد. برای من، سخت‌ترین میدانِ نبرد، هر صبح، درست در همان لحظات نخستینِ بیداری است؛ همان کلنجار رفتن با خود در رختخواب. هر شب با یقینی تمام، وعده‌ی بیداریِ زود، تغذیه‌ای سالم، ورزشی منظم و مطالعه‌ای عمیق می‌دهیم، اما صبح‌ها، غولِ «بی‌حس بودن» بیدار می‌شود و تمام آن تصمیماتِ شبانه را می‌بلعد.

‌

حقیقت این است که ما اغلب در تله‌ی «بهانه‌ها» می‌افتیم. فهرست کارهای بی‌پایانی می‌نویسیم و سپس در سکوتِ بی‌کاری می‌نشینیم و خود را شماتت می‌کنیم. اما رازِ عبور از این وضعیت در یک نکته‌ی ساده اما حیاتی است: «حذف زمانِ منصرف شدن».

‌

من در جست‌وجوی راهی برای این عبور، به کتاب «قانون ۵ ثانیه» از مل رابینز رسیدم. ایده‌ی کتاب تکان‌دهنده است: احساسات را نادیده بگیرید، فکر نکنید و فقط عمل کنید. در همان لحظه‌ای که غریزه‌ی شما به سوی هدفی حرکت می‌کند، پیش از آنکه مغزتان فرصت کند با بهانه‌هایی شما را متوقف کند، معکوس بشمارید: ۵، ۴، ۳، ۲، ۱… و به شکل فیزیکی حرکت کنید.

‌

این شمارشِ معکوس، در واقع یک «تکنیکِ انحراف» است؛ حواستان را از ترس‌ها و خیالات پرت می‌کند و ذهن را به سمت حرکت معطوف می‌سازد. درست مانند شعار «فقط انجامش بده» (Just Do It) که از یک جمله‌ی تبلیغاتی از نایک، به یک فلسفه تبدیل شده است.

‌

من این روش را در زندگی‌ام آزمودم. برای خواندن رمان‌ها یا نوشتن مطلبی برای وبلاگم، دیگر منتظر «حس خوب» یا «الهام» نمی‌مانم. خود را مجبور می‌کنم تنها ۵ دقیقه پای کار بمانم تا تمرکز لازم را به دست آورم.

انگیزه، دروغ است؛ انگیزه در اکثر مواقع غایب است و تنها چیزی که ما را به مقصد می‌رساند، «شجاعتِ شروع» است.

‌

 

جولیان راتر در نظریه‌ی «منبع کنترل» می‌گوید هرچه بیشتر باور داشته باشیم که سکان زندگی در دست ماست، موفق‌تر خواهیم بود. و این حسِ کنترل، تنها با «گرایش به عمل» تقویت می‌شود.

‌

باید به خودمان بگوییم که تردید و زیادی فکر کردن، زنجیرهایی هستند که می‌توان آن‌ها را گسست. اگر می‌خواهید زندگی‌تان تغییر کند، باید کمر همت را ببندید و گاهی «پس‌گردنی» محکمی به خود بزنید تا از خوابِ عمیقِ اهمال‌گرایی بیدار شوید.

‌

به یاد گفته‌ی جی.کی. رولینگ افتادم؛ او می‌گوید مهم نیست در کجا به دنیا آمده‌ایم، مهم این است که چه می‌شویم. و تبدیل شدن به «آنچه می‌خواهیم»، نیازمند شجاعت است. شجاعتی برای اینکه در لحظه‌ی ۵، ۴، ۳، ۲، ۱، از رختخواب بیرون بپریم و به سوی رویاهایمان بدویم.

‌

اگر شجاعتِ شروع را داشته باشیم، یقیناً شجاعتِ موفقیت را نیز خواهیم یافت. پس بیایید به ایده‌هایمان احترام بگذاریم؛ نه با اندیشیدنِ بی‌پایان به آن‌ها، بلکه با تبدیل کردنشان به «عمل».

 

کانال تلگرامی یادگیری انگلیسی با پادکیت:

https://t.me/atefeqorbaney

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط