جریانِ زندگی

اگرچه کنار آمدن با شرایطِ جدید برای هیچ‌کس آسان نیست، بارها از خود می‌پرسیم: چرا جنگ است؟ چرا اوضاعِ اقتصاد این‌قدر تاسف‌انگیز شده؟ اما چه می‌توان کرد؟ ناگزیریم دوباره به جریانِ عادیِ زندگی بازگردیم.

به‌جای گلایه و شکایت از اینکه «اوضاع باید چطور باشد»، باید همه‌چیز را آن‌طور که هست بپذیریم. به‌جای اینکه تمام انرژی‌ام را صرفِ آرزو کردنِ یک زندگیِ متفاوت و گفتنِ «ای‌کاش این اتفاق برای کشورِ ما نیفتاده بود» کنم، باید تمام حواسم را به استفاده از آنچه داریم معطوف کنم. ایران گذشته‌ای دارد که نمی‌توان تغییرش داد؛ پس باید به پیش‌روی و آینده بیندیشیم.

ما دچارِ بحرانِ اقتصادی هستیم و درآمدمان آن‌قدر کم است که دچار گیجی و سرخوردگی شده‌ایم. در زندگی آن‌قدر احساسِ ناامیدی، درهم‌شکستگی، افسردگی و پریشانی می‌کنیم که گیج و پریشان از چگونگیِ سامان دادنِ زندگی، مأیوسانه به دنبالِ راهی برای غلبه بر کوهِ مشکلاتِ پیشِ رو می‌گردیم.

اما در همین روزهاست که با دیدنِ آدم‌های درست، متوجه شدم هر چقدر هم مشکلات سخت و دشوار باشند، باز هم راهی هست.

من معتقدم پذیرفتنِ این نگرش برای ما بسیار مهم و حیاتی است.

در کتابِ «صبحِ جادویی» اثر هال الرود می‌آموزیم:

> میزانِ مسئولیت‌پذیریِ شما در برابرِ اتفاقاتِ زندگی‌تان، درست برابر است با میزانِ قدرتِ شما برای تغییر یا خلقِ هر آنچه در زندگی با آن مواجه هستید.

و همین، نقطه‌ی شروعِ عمل است. همیشه فکر می‌کنیم برای انجامِ کارهای مهم باید یک «زمانِ بزرگ» و «فضای ایده‌آل» پیدا کنیم؛ یک ساعتِ خالیِ کامل، یک اتاقِ آرام، یک صبحِ بی‌مزاحمت. و تا آن لحظه‌ی فرضی فرا نرسد، هیچ کاری را شروع نمی‌کنیم.

اما حقیقتِ تلخ این است: آن زمانِ ایده‌آل تقریباً هیچ‌وقت نمی‌آید.

راهِ دیگر این است که زمان را بدزدیم؛ نه از دیگران، بلکه از روزمرگیِ خودمان. «دزدیِ وقت» یعنی استفاده‌ی هوشمندانه از آن پنجره‌های کوتاه و ناچیزِ زندگی: ده دقیقه‌ی بینِ دو کار، نیم‌ساعتِ قبل از خواب، همان وقتی که منتظریم چیزی آماده شود، یا حوالیِ ظهر که خانه شلوغ است و ما میانِ وسیله‌ها نشسته‌ایم و تندتند می‌نویسیم.

جیمز کلیر در کتابِ «عادت‌های اتمی» هم می‌گوید: پیشرفتِ بزرگ، حاصلِ انباشتِ کارهای کوچک است. رازِ موفقیت‌های بزرگ، انجامِ کارهای کوچک و بی‌ادعا در همان لحظه‌های پراکنده و «دزدی‌شده» است؛ نه یک اقدامِ بزرگ و یک‌باره.

حال و روزهایِ ما موقتی است و باید بیاموزیم از زمانِ کوچک برای رشد کردن استفاده کنیم. حتی زمانی که زندگی سخت و طاقت‌فرساست، زمانِ حال همیشه فرصتی است برای یادگیری، رشد و تکامل.

زندگی بسیار کوتاه است و گاهی آن‌قدر تکراری می‌شود که به یک کلیشه تبدیل می‌شود. اما این‌بار حقیقت دارد:

«شما آن‌قدر فرصت ندارید که هم غمگین باشید و هم زندگیِ پیش‌افتاده‌ای داشته باشید. این نه‌تنها برایتان بی‌فایده است، بلکه عذاب‌آور هم هست.»

— ست گودوین

 

کانال تلگرام

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط